شنبه ٢٥ آذر ١٣٩٦
به وب سایت مرکز فرهنگی ایران در استکهلم خوش آمدید.

  

 

 



  چاپ        ارسال به دوست

به مناسبت آخرین شب فصل پائیز

شب يلدا ( شب چلّه )

مقدمه

چند هزار سال است كه ايرانيان شب يلدا، آخرين شب پاييز را كه طولاني‌ترين شب سال است، جشن مي‌گيرند و بزرگ مي‌دارند. اين شب که «شب چله» نيز ناميده مي‌شود، در نيم كرة شمالي با انقلاب زمستاني همراه است و به همين علت از آن زمان به بعد طول روز بيشتر و طول شب كوتاه‌تر مي‌شود. از جمله جشن‌هاي زيبا که از لحاظ سنت، مذهب، تاريخ، زمان و تنوع در شيوة اجرا و ساير جهات ديگر بسيار جالب است جشن شب يلداست. هرچند دربارة زمان آغاز و انگيزة برگزاري و ماندگاري بسياري از جشن‌ها نمي‌توان نظري قطعي داد، اما آنچه همگان بر آن تأکيد دارند اين است که ايرانيان به خاطر دقيق بودن گاه‌شماري و تطبيق کامل آن با تقويم طبيعي، دريافتند که کوتاه‌ترين روزها، آخرين روز پاييز يعني روز سي‌ام آذر و بلندترين شب‌ها، شب اول زمستان يعني نخستين شب دي‌ماه است. اما بلافاصله پس از اين بلندترين شب سال، از آغاز دي، روزها به تدريج بلندتر و شب‌ها کوتاه‌تر مي‌شود. خورشيد هر روز بيشتر در آسمان مي‌پايد و نور و گرمي نثار مي‌سازد، به همين جهت آن شب را «يلدا» ناميدند.

 

- يلدا و ريشه‌هاي آن :

واژة يلدا سرياني (سورياني) و به معني ولادت خورشيد (مهر، ميترا) خداي پيمان و خداي راستي كه خدايي ايراني است تعلق دارد و روميان (يونان قديم) آنرا «ناتاليس اينويكتوس» يعني روز «تولد مهر شكست ناپذير» نامند. ريشه‌هاي يلدا در جشن‌هاي ديگرِ يونان باقي مانده که مهم‌ترين آنها جشن «ساتوران» يا (کيوان) است. بر اساس پاره‌اي اعتقادات، حضرت عيسي مسيح در اين شب به دنيا آمده است. اما ايرانيان اين شب را شب ميلاد ائمه مهر )ميترا( مي‌پنداشتند و به همين خاطر آنرا جشن گرفته، پايكوبي مي‌كردند و آتش مي‌افروختند. آنگاه، سفره‌اي رنگين كه «ميزد»(Myazd) نام داشت، مي‌گستردند. «ميزد» نذري يا وليمه‌اي بود كه غير از نوشيدني، گوشت، نان، شيريني، حلوا و آجيل (يا به گفتة زرتشتيان، لرک (Lork از واجبات آن بود. افزون بر اين، آلات و ادوات نيايش مانند آتشدان، بخوردان، عطردان، بَرَسم (Barasm) و انواع ميوه‌ها در اين «ميزد» قرار داده مي‌شد.

 

- پيشينة تاريخي شب يلدا :

از آنجا که در آيين ميترائيسم، ستارگان و خورشيد داراي الوهيت بودند، پس تولد مهر بايستي در يک حادثه نجومي در طول سال رخ مي‌داد. در پرستشگاه‌هاي مهري، روز 25 دسامبر (چهارم دي‌ماه) روزي است که تولد ميترا و تجلي فروغي نوين را جشن مي‌گيرند. 25 دسامبر را زماني مي‌دانستند که از آن به بعد روزهاي زمستان طولاني مي‌شوند (انقلاب زمستاني) و خورشيد بيشتر در آسمان است، پس بايد ميترا در چنين زماني متولد شود. سابقه شب يلدا يا چنانکه امروزه معروف است، شب چله، چندين هزار سال در ايران باستان سابقه داشته است. سي‌ام آذر يا 21 دسامبر کوتاه‌ترين و بلندترين شب را در طول سال دارد اما بلافاصله پس از آغاز دي، روزها به تدريج بلندتر و شب‌ها کوتاه‌تر مي‌شود. بنابراين اين شب را يلدا يعني تولد خورشيد شکست‌ناپذير که همان ايزد مهر بود، ناميدند.

در برهان قاطع، ذيل واژه يلدا چنين آمده : يلدا کلمه‌اي است «سرياني» به معناي ميلاد عربي که شب اول زمستان و شب آخر پاييز است (اول جُدي و آخر قوس) و آن در تمام سال درازترين شب‌ها است و يا نزديک به آن شب، آفتاب به برج جدي تحويل مي‌کند و گويند آن شب به غايت شوم و نامبارک است و برخي گفته‌اند شب يلدا، يازدهم جدي است.» . ابوريحان بيروني مي‌نويسد :

بيروني دي ماه که آنرا خورماه نيز مي‌گويند و نخستين روز پس از اين شب را به خرم‌ روز تعبير مي‌کند يعني روزي که نور از حد نقصان به حد زيادت خارج مي‌شود و قدرت آدميان رو به افزوني مي‌نهد و پريان به فنا مي‌افتند. وي نامي از شب يلدا نمي‌برد اما مي‌نويسد كه صبح پس از شب يلدا، جشن ويژه‌اي برگزار مي‌شده است كه در آن پادشاهان ايراني با جامه سپيد، در بيابان‌ها بر فرش‌هاي سپيد مي‌نشستند و بدون قراول اجازه مي‌دادند كه هر يك از مردمان، از وضيع و شريف با ايشان گفتگو كنند. در اين روز به گفتة بيروني پادشاهان با دهقانان و برزگران هم‌سفره مي‌شدند و خود را برادر اين كسان مي‌شمردند.

 

نگاهی به شب یلدا از زاویه دیگر

دکتر مهرداد بهار در مورد مراسم شب یلدا دیدگاه جالبی را مطرح می نماید . ایشان ریشه این شب را ریشه ای اسطوره ای بیان می کند و آنرا با مقوله برکت یافتن پیوند می زند . ایشان در کتاب از اسطوره تا تاریخ در مورد علت شب نشینی ایرانیان در شب چله ( یلدا )  چنین گفته اند :

نخستين شبي است كه در آن مردم، فصل پاييز را پشت سر گذاشته و مي‌خواهند با زمستان روبرو شوند. شب چله بلند ترين شب سال است. از قديم در خانواده‌هاي ايراني رسم است كه در اين شب اقسام ميوه و تنقلات را تهيه كرده و دور هم جمع مي‌شوند .

اصولاً جشنهايي كه ريشه تاريخي و اسطوره‌اي دارند همگي به نوعي به بركت يافتن يا بركت گرفتن مربوط مي‌شوند. از ادوار باستاني مردم اين منطقه خصوصاً در جشنهايي كه از اول پائيز تا اول بهار برگزار مي‌‌ كرده‌اند،‌ همواره به متبرك شدن زمين،‌ رشد محصولات،‌ سبز شدن گياهان،‌ زايش و تكثر حيوانات مفيد از قبيل گاو و گوسفند،‌ و مهمتر از همه در باروري مادرها و افزون شدن جمعيت و محصول مي‌انديشيدند كه اينها همه باز به بركت مربوط است. ايرانيان در باورهاي اسطوره‌‌اي خود تعبير زيبايي از شب يلدا دارند و آنهم اينست كه مادر جهان در اين شب، خورشيد جديدي را مي‌ زايد و به دنيا مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌آورد. مراسمي كه در اين شب و همچنين در روزهاي بعد از آن برگزار مي‌‌‌‌‌‌‌شود،‌ شباهت عجيبي به زاييدن و فارغ شدن يك مادر دارد .

بنا به اعتقادات كهن در اين شب كه شب پايان پائيز و آغاز زمستان و درازترين شب سال است، خورشيد زاده مي‌‌شود. خورشيدي كه در پائيز پير شده بود در پايان پائيز مي‌ميرد و خورشيدي دوباره متولد مي‌‌‌‌‌ شود.

خورشيدي كه دوباره از اول دي‌‌‌ ماه مي‌‌‌‌‌آيد يك خورشيد تازه است،‌ يك نوزاد است.

ايرانيان در اين شب كه مادر جهان در حال زايش خورشيد جديد است تا صبح نمي‌‌‌ خوابيدند. بيدار مي‌‌‌‌نشستند و حرف مي‌‌زدند. قصه مي‌‌‌‌‌گفتند و آجيل و انار و هندوانه مي‌‌‌ خوردند تا مادر جهان را در اين شبي كه دارد درد مي‌‌‌كشد و مي‌‌خواهد بزايد همراهي كنند. در مراسم موجود در نزد ايرانيان قديم،‌ معمولاً زني كه فارغ شده در روز دهم بعد از فارغ شدن، همراه نوزادش به گرمابه مي‌‌‌‌ رفته است. بنابراين ايرانيان در دهم دي‌‌‌‌  ماه نيز بنا به آثار باقي مانده،‌ جشن عظيمي مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌گرفتند و آتش روشن مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌كردند. عين جشن سده ولي در حدي كوچكتر.

در اين جشن كه در حقيقت جشن روز دهم تولد خورشيد است اين بچه را تشويق به رشد و گرم شدن مي‌‌‌‌‌كردند. به او انرژي و ياري مي‌‌‌‌‌‌‌ رساندند تا قوي‌تر بشود.

ايرانيان در مراسم مربوط به تولد نوزاد،‌ معمولاً بچه را تا چهل روز در خانه نگه مي‌‌‌ داشتند و به جز حمام روز دهم،‌ بچه را از خانه بيرون نمي‌‌بردند و معمولاً به كسي نشان نمي‌‌‌‌دادند. و در روز چهلم بود كه بچه را كه ديگر رشد كرده بود از خانه بيرون مي‌‌‌‌‌ بردند و به همه نشان مي‌‌‌‌دادند.

بنابراين، ايرانيان در دهم بهمن ماه نيز، كه چهل روز از تولد خورشيد گذشته بود، با برگزاري جشن سده، در حقيقت اين بچه را كه ديگر رشد كرده بود به همه نشان مي‌دادند.

مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌دانيم كه خورشيد مظهر بركت براي انسان است. حيات ما به خورشيد وابسته است. پس كليه جشن هاي خورشيدي به نحوي مسئله بركت بخشي را در بطن خود دارند و برگزاري اين جشنها را صرفاً بايد از دريچه بركت زايي آنها بررسي نمود و هرگونه ارتباط با مسئله خورشيد پرستي ايرانيان باستاني را از اين زاويه نگاه كرد.

در مورد سابقه تاريخي برگزاري اين جشنها نمي‌توان به طور دقيق و مشخص تاريخي را تعيين نمود، زيرا براساس مدارك و شواهد موجود ، زمان برگزاري اين جشنها به چند هزار سال قبل از ميلاد مسيح و احتمالاً آغاز آن به شناختن فصول توسط مردم فلات ايران بر‌مي‌‌‌‌گردد.

نكته جالب توجه در مورد برگزاري اين جشنها اين است كه برخلاف اعتقاد برخي‌ها،‌ مسلمانان هيچ‌‌‌‌‌‌‌گونه تعارض و مخالفتي با برگزاري اين جشنها نداشته‌‌‌اند و طبق منابع موجود اين مراسم در دوره ايران بعد از اسلام نيز در بسياري از مناطق كشور ايران از جمله در نواحي شمالي ايران،‌ خراسان و بخشهايي از شرق ايران بسيار رايج بوده و فقط بعد از حمله مغول است كه برگزاري برخي از جشنها از قبيل مهرگان و سده كمرنگ مي‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌شوند و بتدريج از بين مي‌‌‌روند. بنابراين با جرئت مي‌توان ادعا نمود اسلام هيچ مخالفتي با برگزاري اين جشنها كه در حقيقت همه به نوعي براي تسريع كردن حركت خورشيد و ازدياد بركت بوده،‌ نداشته است.

 

 

- يلدا در ميان ملل و اديان ديگر :

در دوران قديم مصري‌ها نيز به مانند ايرانيان در اين روز جشن فصل بذر را برپا مي‌کردند که با الهام از اين جشن ايراني ‌مصري‌ها خانه‌هايشان را تزئين مي‌کردند و جنگ و خشونت در اين روز فراموش مي‌شد، همه در کنار هم جمع مي‌شدند، پولدار و فقير و برده‌ها. از نکات جالب اين مراسم اين است که فرزندان در اين روز سرپرست خانواده بودند و در همين حال تا صبح شمع روشن مي‌کردند تا تاريکي و ظلمت فرار کند.

- يهوديان هم مراسمي كمابيش شبيه مراسم چله دارند. آنان جشني برپا مي‌كنند كه «ايلانوت» (جشن درخت) خوانده مي‌شود. در اين جشن، آنان با روشن کردن شمع به نيايش مي‌پرداختند.

- آشوريان نيز شب يلدا را گرامي مي‌دارند و با آجيل مشكل‌گشا و نشستن تا پاسي از شب، جشن مي‌گيرند و بعضي‌ها حتي فال حافظ هم مي‌گيرند.

- در جنوب روسية، هنوز هم مراسم و جشن‌هاي مشابهي به مناسبت چله برگزار مي‌شود. پختن نان، شيريني محلي شبيه موجودات زنده، بازي‌هاي محلي، كشت و بذرپاشي تمثيلي، پاشيدن گندم در محوطة حياط، ترانه، رقص، آواز و قرباني كردن جانوران از آئين‌هاي مخصوص اين جشن است. به اين ترتيب، مي‌توان گفت كه آئين شب يلدا (يا شب چله) با اندك تفاوت‌هايي در غالب فرهنگ‌هاي ملل و اديان ديگر نيز رواج دارد.

 

- جشن يلدا و آئين‌هاي آن در ايران امروز :

جشن يلدا در ايران امروز با گرد هم آمدن و شب‌نشيني تمامي اعضاي خانواده و فاميل برگزار مي‌شود. در اين شب، فال‌گرفتن با ديوان حافظ مرسوم است. اعضاي خانواده با انتخاب و شكستن گردو، از روي پوكي يا پُر بودن آن، آينده‌گويي هم مي‌كنند. برخي پژوهش‌ها عمر جشن شب يلدا را هفت هزار سال نوشته‌اند؛ يعني هفت هزار سال پيش نياکان ما به دانش گاه‌شماري دست پيدا کرده، دريافته بودند که نخستين شب زمستان، بلندترين شب سال است و از اين‌رو، اين شب از همان اوان در ميان ايرانيان جشن گرفته مي‌شده است. در مناطق مختلف ايران، بر اساس منطقه جغرافيايي و آداب و رسوم آن منطقه، گونه‌هاي متنوعي از تنقلات و خوراکي‌ها مورد استفاده قرار مي‌گيرد؛ اما هندوانه تنها ميوه‌اي است که در خانواده‌هاي همة مناطق آنرا مصرف مي‌کنند؛ زيرا شمار زيادي از مردم بر اين باورند که اگر مقداري هندوانه در شب يلدا خورده شود در سراسر زمستاني که در پيش دارند سرما و بيماري بر آ نها غلبه نخواهد کرد و در تابستان، آن فرد در ميان گرماي سوزان تشنه نخواهد شد. انار در سفرة شب يلدا نماد شادي و زايش است. آجيل شب يلدا شامل : پسته، بادام، گردو، فندق و در بعضي مناطق کشور از ميوه‌هاي خشک نيز به عنوان آجيل شب يلدا استفاده مي‌شود که همة اينها جنبة نمادين دارند و نشانة برکت، تندرستي، فراواني و شادکامي هستند.

 

 
 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جشن يلدا در برخي از استان‌هاي ايران

يلدا، همانگونه كه گفته شد، يك آئين ملي و كهن است كه در سرتاسر ايران اسلامي گرامي داشته مي‌شود و تقريباً در همه‌جاي ايران مشترک است. لکن به دليل پهناوري ايران و رواج خرده فرهنگ‌هاي گوناگون در اين گسترة پهناور، گاهي به آدابي برمي‌خوريم که فقط ويژة يک منطقة خاص هستند، که در ادامة مطلب به برخي از اين ويژگي‌هاي خاص و متفاوت اشاره خواهد شد.

  • استان آذربايجان شرقي : به عنوان يكي از خطه‌هاي زرخيز ايران زمين براي زنده نگه داشتن اين شب بيادماندني براي خود آداب و رسوم ويژه‌اي دارند. اكثر مردم آذربايجان شرقي در شب يلدا «چيلله قارپيزي» (هندوانه چله) مي‌خورند و معتقدند با خوردن هندوانه، لرز و سوز سرما به تنشان تأثير نداشته و اصلاً سرماي زمستان را حس نمي‌كنند.

- در برخي از روستاهاي منطقة هشترود و چاراويماق، شب‌نشيني در خانة يكي از بزرگان طايفه و خانواده برقرار مي‌گردد و در برخي، شب‌هاي چله را بين خانواده‌ها، تقسيم مي‌كنند بدين ترتيب كه در روستاهاي كم‌خانوار، مراسم از اولين خانة ده شروع شده به ترتيب ادامه مي‌يابد و در روستاهاي با خانواده بيشتر، اين ترتيب به صورت محلي يا كوچه به کوچه برقرار مي‌شود. رسم غالب بر اين است كه شب چله را با صرف هندوانه و خشكبار و انار سپري كنند كه هندوانه از سرماي زمستان در امان مي‌دارد و خشكبار يعني كشمش و گردو موجب گرمايي مزاج‌ها در برابر سرما و سردي است و چون چلة كوچك رخت بر مي‌بندد بهمن‌ماه به پايان مي‌رسد. سخني به كنايه در زبان مردم منطقه رايج است كه مي‌گويند «چاريخ پاتاواسين باغلاوي» يعني با پايان دو چله از زمستان، سرما كفش و كولة خويش را جمع كرده تا سال ديگر خداحافظي مي‌كند.

- در تبريز نيز در موسم يلدا «عاشيق‌ها» مي‌نوازند. عاشيق‌ها خنياگران محلي هستند که اشعار و موسيقي آنان برگرفته از موسيقي مردمي است. آنها در حين اجراي برنامه داستان مي‌خوانند، في‌البداهه شعر مي‌سرايند و ساز مي‌زنند. همچنين مردم تبريز در شب يلدا پوست‌هاي ميوه و اشغال‌ها را در آب روان ريخته و اين رفتار را خوب و خوش يمن مي‌دانند. بعد از خوردن تنقلات و ميوه در سابق بزرگان خانواده به نقل حكايات و داستان‌هايي از حماسه‌هاي ملي اين سرزمين نظير، اصلي و كرم، باياتي خواندن و ضرب‌المثل پرداخته و تا پاسي از شب به صحبت و گفتگو مشغول مي‌شوند. زنان معمولاً تا پايان چلة كوچك خانه تكاني نمي‌كنند و اعتقاد دارند اگر در طول اين دو چله كسي خانه تكاني كند، چله او را نفرين مي‌كند و اگر چله كسي را نفرين كند به نكبت و بدبختي گرفتار مي‌شود.

  • استان آذربايجان غربي : از قديمي‌ترين رسم‌هاي منطقه آذربايجان غربي در شب چله برگزاري جشن خدر نبي و قورتولوش بايرامي (عيد نجات) است که ريشه در باورهاي ايرانيان باستان دارد که تا حدودي از بين رفته ولي خاطرات آن هنوز در اذهان مادربزرگ‌ها و پدربزرگ‌ها به جا مانده است. در عيد خدر نبي جوانان دم بخت هر روستا حبوباتي نظير نخود، گندم، ذرت، تخم هندوانه و خربزه از منازل اهالي روستا جمع مي‌کردند و پس از پختن و خشک کردن، همراه نمک در ‌هاون مي‌کوبيدند که در اصطلاح محلي «قووت» ناميده مي‌شود. هر يک از جوانان به اندازه هفت ناخن از اين قووت را زير زبان خود گذاشته و مي‌خوابيدند و خواب‌هايي که مي‌ديدند توسط بزرگ‌ترها تعبير مي‌شد. همچنين دختران دم بخت از حبوبات جمع‌آوري شده آش پخته و بين همسايه‌ها تقسيم مي‌کردند. که در واقع نوعي نذري براي باز شدن بختشان بود.

- در شهرهاي نقده، پيرانشهر، اشنويه و مهاباد که از مناطق کردنشين آذربايجان غربي هستند در شب يلدا بيت‌خوان‌ها به خواندن بيت کردي مي‌پردازند و جوانان هم ضمن تناول ميوه‌ها و آجيل‌هاي تهيه شده به جوراب‌بازي و فنجان‌بازي سرگرم مي‌‌شوند. آنها براين باورند که شب يلدا بدون برف و باران رونقي ندارد و بارش برف و باران در اين شب را نشانة پربرکتي سال آينده مي‌دانند.

- مردم شهرستان تكاب اعتقاد دارند که اگر در اين شب هندوانه بخورند گرماي تابستان آنها را اذيت و آزار نخواهد کرد. در اين شب نبايد کسي از خانه بيرون برود و يا به سفر برود، چرا که تا سال آينده در سفر خواهد ماند. همچنين در شب چله، گندم برشته روي بام خانه مي‌ريزند و معتقدند که با اين کار سالي که مي‌آيد سال پر برکتي خواهد شد. دختران و زنان در اين شب دستهايشان ر ا حنا مي‌بندند و شب زنده داري مي‌کنند. غذايي که در اين شب مي‌خورند آش کشک است که به آن مقداري نخود و سبزي اضافه مي‌کنند و در اصطلاح محلي به آن کاچي «KAĈI» مي‌گويند. جواناني که نامزد دارند بالاي بام خانة نامزدشان مي‌روند و شترک‌هايي را که درست کرده‌اند، با پارچه‌هاي قيمتي تزئين کرده و آنرا به نخي مي‌بندند و از هواکش بام خانه پايين مي‌اندازند. اهل آن خانه که با اين رسم آشنا هستند در خورجينکي که روي شتر هست چيزهاي خوردني مي‌ريزند و مي‌گويند: «چک يوخاري، آلاه مطلبوي وئرسين» يعني بکش بالا خدا مطلبت را برآورده کند. بعد بالاي بام ديگري مي‌روند و شترک‌هايشان را از روزن سقف پايين مي‌اندازند و به عنوان شيرين‌زباني مثل‌هايي به زبان مي‌آورند از اين قبيل: مشک کره‌دار، مودار درآمد يعني تقلبي درآمد.

- در خوي مردم از غني و فقير لازم مي‌دانند پشمک هديه بدهند و اين کار، گويا به مناسبت شباهت پشمک با برف است. خوردني‌هايي که بايد توي سيني شب‌چله باشد عبارت است از: يک بشقاب پشمک، يک بشقاب حلوا، يک عدد هندوانه، يک عدد خربزه، شام هم برنج تهيه مي‌کنند و کساني هم که وسعشان مي‌رسد پلومرغ مي‌خورند يا قرمه‌سبزي درست مي‌کنند. بعد از شام هم پدر خانواده شروع مي‌کند به تقسيم کردن خوردني‌ها. براي دخترهايي که نامزد دارند از طرف نامزدشان خوانچه‌اي که در آن دوازده بشقاب خوردني هست مي‌فرستند. اين دوازده بشقاب عبارتند از: يک بشقاب پشمک، يک بشقاب ميلاخ، يعني انگور نيمه خشک، که درست کردن آن در آذربايجان معمول است. يک عدد هندوانه، خربزه، يک بشقاب هم انار، و در بقيه بشقاب‌ها هم بسته به توانايي‌ خانواده‌ها خلعتي تهيه مي‌کنند و در خوانچه مي‌گذارند. در وسط بقچة خلعت معمولاً جاي پيراهن عروس و طلاجات است و در دو طرف بقچه يک هندوانه و يک خربزه نيز مي‌گذارند و روي آنها را با ملافه‌اي مي‌کشند و به حمالي مي‌دهند که به خانة عروس ببرد. پدر و مادر دختر با احترام زياد خوانچه را در اتاق پذيايي مي‌گذارند و انعامي هم به حمال مي‌دهند و او را مرخص مي‌کنند. بعد مادر عروس، دوستان و آشنايان خودشان را خبر مي‌کند که بيايند خوانچه‌ها را ببينند. دوستان و آشنايان هم مي‌آيند و مي‌بينند و شور شادي مي‌کنند و از خوردني‌هاي آن مي‌خورند.

در شب چله دخترهايي که تازه به خانه شوهر رفته‌اند، پدر و مادر دختر خوانچه‌اي به همين ترتيب به خانه دخترشان مي‌فرستند و عقيده‌شان اين است که به اين و سيله دهان شب چله را شيرين مي‌کنند تا اينکه زمستان به خوشي بگذرد. در بعضي خوانچه‌هايي که براي خانة عروس فرستاده مي‌شود سه جور حلوا مي‌گذارند 1- حلواي کنجد 2- حلواي گردويي 3- حلواي هويج .

- در سيه چشمه ماکو، در شب چله دختر و پسرهايي که با هم همسايه هستند در يک خانه جمع مي‌شوند و فال مي‌گيرند و چله را به در مي‌کنند. تازه عروس‌ها و پيرزنان هم در اين مراسم شرکت مي‌کنند. مراسم چله بِدَر دو جور است؛ يکي فال چله بدر که اول صاحبخانه براي مهمان‌ها هديک (گندم ) را مي‌شويند و مي‌پزند، سپس با نمک و مغز گردو قاطي مي‌کنند و مي‌خورند. جور ديگر قاويرقا ناميده مي‌شود که آن هم گندم برشته شده روي ساج است. بعد از خوردن شب‌چره بازي چله بدر را شروع مي‌کنند به اين ترتيب: يکي از دخترها را که از همه محبوب‌تر است انتخاب مي‌کنند. اين دختر بايد تنها براي آوردن آب به سر نهر، قنات يا چشمه برود و در بين راه با کسي حرف نزند و به عقب سرش هم نگاه نکند، حتي عطسه و سرفه هم نکند و ظرف آب را در بين راه به زمين نگذارد و اگر اشتباهاً هر کدام از اين کارها را انجام دهد نيتش باطل مي‌شود و بايد دوباره از خانه بيرون برود و با تشريفات کامل آب بياورد. بعد آب را در ظرف ديگري مي‌ريزند و دو عدد سوزن که به آنها پنبه بسته‌اند يکي را که بزرگتر است به نام يک پسر و يکي را که پنبه‌اش کمتر است و سوزنش کوچک‌تر، به نام يک دختر به آب مي‌اندازند. سوزن‌ها در سطح آب شناور هستند و اگر به هم بچسبند معتقدند که اين دختر و پسر به يکديگر خواهند رسيد و با هم عروسي مي‌کنند. اما اگر سوزن‌ها به هم نچسبند مي‌گويند: اينها نصيب همديگر نيستند. اين فال را در شب اول چلة بزرگ يا شب يلدا و همچنین در شب اول چلة کوچک نیز مي‌گيرند.

  • استان اردبيل : در اين استان رسم است كه فاميل دور هم جمع مي‌شوند و تا نيمه شب با هم به گفت‌وگو و صحبت مي‌پردازند. هندوانه، انار، تخمه و ماهي‌پلو از جمله خوراكي‌هاي اين شب در استان اردبيل است.

- در مشکين‌شهر مردم دور کرسي مي‌نشينند و قصه‌هاي شيرين مي‌گويند. در اين شب کساني که وسعشان مي‌رسد انگور، سيب، گلابي، خربزه و هندوانه مي‌خورند.

  • استان اصفهان : از قديم‌الايام آيين‌هاي ويژه‌اي در اصفهان وجود داشته كه كم و بيش هنوز هم ادامه دارد. به باور اصفهاني‌هاي قديم، زمستان به دو بخش «چلة بزرگ» و «چله‌كوچك» تقسيم مي‌شد كه موعد چلة بزرگ از اول دي‌ماه تا 10 بهمن بود اما «چلة كوچك» از دهم بهمن آغاز مي‌شد و تا سي بهمن ادامه داشت. البته آئين برگزاري شب چله در اصفهان به دو نام «چله‌زري» (ماده) و «عمو چله» (نر) تقسيم مي‌شود زيرا از گذشته تاكنون همة موجودات و اشياء را بر اساس جنس مذكر و مؤنث تقسيم مي‌كردند. اصفهاني‌ها دو شب را به عنوان شب چله به صورت خانوادگی برپا مي‌كردند و آئين‌هاي مخصوص به اين شب را بجا مي‌آوردند و با پهن كردن سفره‌اي با عنوان «سفرة شب چله»، اين شب را گرامي مي‌داشتند. هندوانه به‌عنوان نمادي كروي كه بيرونش سبز و درونش قرمز است، سمبل خورشيد محسوب مي‌شود، به عنوان مهم‌ترين ميوه بر سر سفرة چله قرار مي‌گيرد. از ديگر بخش‌هاي اين آئين در اصفهان قديم پهن كردن تمام البسه و رختخواب‌ها در هواي آزاد به‌ويژه در مقابل خورشيد با هدف خوش آمدگويي به «عمو چله» و «چله زري» بوده است. از ديگر مراسم مربوط به شب يلدا اين بوده که تازه دامادها با هديه يا خوانچه به خانة عروس مي‌روند.

- آجيل شب يلدا در اصفهان : کشمش، گردو، بادام، قيسي، برگه زردآلو و گلابي، جوزقند، انجير و خرما.

- ميوة شب يلدا در اصفهان : انار، هندوانه، سيب، گلابي انباري (سيبري) است.

- نوشيدني شب يلدا در اصفهان : بطور معمول چاي، شربت و چنانچه برف باشد مخلوط برف و شيرة انگور.

- خوراک شب يلدا در اصفهان : چنانچه مقدور باشد سبزي‌پلو با ماهي و در غير اين‌صورت يکي از غذاهاي محلي: مانند کوفته برنجي، گداخته (مواد اصلي آن نوعي خرما به نام خرما خارَک «خرماي نرسيده» و نارگيل است و به دليل وجود اين دو ماده مغذي و مفيد، خواص بسياري داشته و بسيار نيروبخش است ).

  • استان بوشهر : مانند ديگر نواحي ايران، اين آئين كهن را با رفتن به منزل بزرگان فاميل گرامي مي‌دارند. «هندوانة شب يلدا» در ميان مردم بوشهر، معنايي بسيار مهم دارد.
  • استان خراسان : با وجود اينكه هرگز واژة يلدا به كار برده نشده و شب چله‌نشيني به‌كار رفته، با مراسم خاص گرامي داشته مي‌شود. خراساني‌ها براين باور بودند که هرکسي در شب چله هويج، گلابي، انار و زيتون سبز بخورد، در تابستان سال بعد، از گزند جانوران به ويژه نيش عقرب در امان خواهد بود، در شب چله، هندوانه بيشتر از ميوه‌هاي ديگر مورد توجه بوده است.
  • استان تهران : يکي از اعتقادات مردم قديم تهران که در شب يلدا نمود بيشتري پيدا مي‌کرد اعتقاد به «بخت گشايي» بوده است. آنگونه که مي‌گويند شغل «پنبه‌زني» و افراد پنبه‌زن در چند روز مانده به اين شب کاملاً رونق پيدا مي‌کرده است. حکايت جالبي که در اين باره نقل شده اين است که خانواده‌هاي داراي دختر دم بخت علاوه بر سپردن تشک و متکاهاي خود به پنبه‌زن هدف خاصي را دنبال مي‌کرده‌اند. آن هدف هم چيزي به جز اعتقاد به رسم بخت‌گشايي نبوده. نقل است که والدين دختران دم بخت هنگامي که پنبه‌زن به هر دليلي دست از کار مي‌کشيده و آنها کمان پنبه‌زني را تنها مي‌يافته‌اند فوراً دختر موردنظر را از ميان کمان عبور مي‌داده‌اند و معتقد بودند که بخت دختر همانند زه کمان به زودي گشوده خواهد شد. يکي از سرگرمي‌هاي مردم تهران در دوران قديم حضور در قهوه‌خانه‌ها و گوش سپردن به اوراد نقالان و تماشاي تردستي و شعبده‌بازي بوده است. کساني ديگر هم گاه به گاه به خانه همديگر مي‌رفته‌اند و تا پاسي از شب گل گفته و گل مي‌شنيدند. اما اين حکايات در شب يلدا دامنه گسترده‌تري پيدا مي کرد و مثلاً قهوه‌خانه‌هاي پر از مشتري تا صبح باز بوده و قُل‌قُل قليان و سماور اين شب‌نشيني را با شکوه‌تر مي‌کرده است. در شب يلدا اکثر مردم تهران قديم ترجيح مي‌دادند که شام را در يکي از همين قهوه‌خانه‌ها صرف کنند و بعد براي همديگر قصه بگويند و يا همگي به مراسم شاهنامه‌خواني يک نقال گوش بدهند.
  • استان سيستان و بلوچستان : مردم استان زاهدان نيز براساس يك سنت ديرينه در شب يلدا در خانة بزرگ قوم خويش گردهم مي‌آيند و به قصه‌هايي كه پدربزرگ‌ها و مادر بزرگ‌ها برايشان نقل مي‌كنند گوش مي‌دهند. برگزاري جشن‌ها و نشست‌هاي خانوادگي همراه‌ با گروهي از اعتقادات اسطوره‌اي، شبي خاطره‌انگيز را براي خانواده‌هاي زاهداني به‌خصوص كودكان و نوجوانان فراهم مي‌كند. گفتن قصه، گرفتن فال حافظ، بازي‌هاي دسته‌جمعي نظير گل يا پوچ و بيان لطيفه و خاطره را مي‌توان از سرگرمي‌هاي شب يلدا در اين منطقه عنوان كرد.
  • استان فارس : سفره مردم استان فارس در اين شب، همچون شب عيد نوروز، رنگين است. مركبات، هندوانه، خرما و رنگينك در سفره به ‌چشم مي‌خورد. اما بخش لاينفك مراسم شب چلة مردم فارس، حافظ‌خواني است. همچنين در حاشية این سفره در ظرفي زيبا مقداري اسپند مي‌گذارند و روي آنرا آتش مي‌ريزند تا بوي آن در اتاق بپيچد. غذاي ويژة سفرة شب يلدا هويج پلو است. شيرازي‌ها معتقدند که عموم مردم يا گرم مزاجند يا سرد مزاج و در شب يلدا آنها که گرم مزاجند بايد حتماً انواع خنکي‌ها مانند هندوانه بخورند تا طبعشان برگردد و سرد مزاج شوند و آنها که سرد مزاجند، بايد در اين شب از انواع گرمي‌ها مانند: خرما، رنگينک، انجير و ارده شيره بخورند تا مزاج آنها نيز به گرمي برگردد.
  • استان قزوين : مردم قزوین با رفتن به منزل بزرگترها، شب يلدا را جشن مي‌گيرند. به عقيدة كهن‌سالان، آوردن ميوه‌هاي مختلف خشك‌تر و ميوه‌هاي سرخ‌فام كه به «شب‌چهره (شب‌چره)» معروف است، همراه با خوراكي‌هاي ديگر شگون داشته و زمستان پر بركتي را نويد مي‌دهد. در بعضي مواقع كه مادربزرگ‌ها در آوردن تنقلات تأخير مي‌كردند، كوچكترها شعر «هر كه نيارد شب‌چِرِه - انبارش موش بِچَرِه» سر مي‌دهند، كه مادربزرگ در آوردن «شب چره» تعجيل كند. در اين شب اغلب مردم قزوين با خوردن سبزي پلو با ماهي‌دودي و سپس هندوانه، انار، انواع تنقلات از جمله كشمش، گردو، تخمه، آجيل مشگل‌كشا و انجير خشك، شب‌نشيني خود را به اولين صبح زمستاني گره مي‌زنند. به عقيده و باور مادربزرگ‌هاي قزويني اگر در اين شب ننه سرما گريه كند باران مي‌بارد، اگر پنبه‌هاي لحاف بيرون بريزد برف مي‌آيد و اگر گردنبند مراوريدش پاره شود تگرگ مي‌آيد. يكي ديگر از آداب و رسوم شب يلدا در اين استان فرستادن «خوانچة چله» از سوي داماد به عنوان هدية زمستاني براي عروس است. در اين خوانچه پارچه، جواهر، كله‌قند و چند نوع ميوه مثل گلابي هندوانه، خربزه، سيب، به با تزئينات خاصي براي عروس فرستاده مي‌شود.
  • استان کرمان : مراسم شب يلدا در ميان مردم استان كرمان با افسانة «قارون» که در لباس هيزم‌شکن براي خانواده‌هاي فقير تکه‌هاي چوب مي‌آورد، همراه است. اين چوب‌ها به طلا تبديل مي‌شوند و براي آن خانواده، ثروت و بركت به‌همراه مي‌آورند. اين يك افسانة كهن ايراني براي شب يلدا در استان کرمان است.
  • استان کردستان : در مناطق کردنشين مردم سنندج از سه ماه مانده به زمستان انگور و بادامي را روي شاخه‌هايي از چوب يا طناب از سقف اتاقي خنک مي‌آويزند، تا شب يلدا به همراه سيب و گلابي تناول کنند. بيشتر خانواده‌هاي سنندجي هم چند عدد خربزه براي استفاده در اين شب در ترشي مي‌اندازند و در شب يلدا به جاي هندوانه استفاده مي‌کنند و انجام اين کار را بي‌حکمت نمي‌دانند. خانواده‌هايي هم که دختر تازه عروس دارند در شب يلدا خوانچه‌اي پر از ميوه، شيريني و آجيل به همراه خربزة ترشي براي دخترشان مي‌فرستند. اگر دختري نامزد شده باشد نظير اين هديه را از خانوادة داماد دريافت مي‌کند.
  • استان كرمانشاه : از شهرهاي باستاني و كهن ايران زمين است، شب يلدا از جايگاه ويژه‌اي در ميان مردم اين سامان دارد و همواره با مراسم زيبا و با شكوهي همراه است. مردم استان كرمانشاه براساس آئيني كهن در اين شب بيدار مي‌مانند تا با شعر خواندن، قصه گفتن، فال حافظ گرفتن و آجيل خوردن با مادر جهان در زادن خورشيد همراهي و همدردي كنند. ميوه‌هايي نيز در اين شب خورده مي‌شود كه به گونه‌اي نمادين از خورشيد است مانند: هندوانه سرخ، انار سرخ، سيب سرخ و يا ليموي زرد، قصه‌هايي از عشق جاودانه شيرين و فرهاد، رستم و سهراب، حكايت حسين كرد شبستري و خواندن اشعار زيبا و دلنشينِ شامي كرمانشاهي در گذشته نقل مجالس شب يلدا در كرمانشاه بود. آن روزها افراد فاميل بنا بر رسمي ديرينه به خانة بزرگترين فرد فاميل كه معمولاً پدربزرگ و مادربزرگ بودند مي‌رفتند و با تكاندن برف‌هاي زمستان از لباس‌هايشان در گرماي آرامش‌بخش كرسي فرو مي‌رفتند. افراد فاميل بر سر يك سفره باهم شام مي‌خوردند و بر روي سفرة مخصوص اين شب خوردني‌هاي متنوعي چيده مي‌شد. خوردني‌هايي از قبيل آجيل، راحت الحلقوم، مشكل‌گشا، شيريني محلي به‌خصوص نان شيريني‌هاي معروف مثل: نان پنجره‌اي، كاك و نان برنجي و ميوه‌هايي چون انار، سيب و هندوانه، كه نگين اين سفره بود. يكي از آداب زيبايي كه در شب يلداي استان كرمانشاه وجود دارد گرفتن فال حافظ است و مردم با اعتقادات خاص خود، رهنمودهايش را چراغ راه مشكلات خود در زندگي قرار مي‌دهند. همچنين دختران دم بخت با اين كار از باز شدن بخت خود در آن سال خبري مي‌گرفتند.
  • استان گيلان : مردم گيلان هندوانه را براي شب يلدا هرطور كه شده، فراهم مي‌كنند. آنها معتقدند هركس در شب يلدا هندوانه بخورد، در تابستان احساس تشنگي نمي‌كند. مردم شهرها و روستاهاي شرق گيلان در شب يلدا هنگام بريدن هندوانه شعري را با مضمون «امشب شب چله/ خانم جير (زير) پله/ چاقو بزنيم/ هندوانه کله (سر)» مي‌خوانند. «آوکونوس» يکي ديگر از خوردني‌هايي است که در اين منطقه در شب يلدا رواج دارد و به روش خاصي تهيه مي‌شود. در فصل پاييز، ازگيل خام را در خمره مي‌ريزند، خمره را پر از آب مي‌کنند و کمي نمک هم به آن مي‌افزايند و در خمره را مي‌بندند و در گوشه‌اي خارج از هواي گرم اطاق مي‌گذارند. در گيلان در خانواده‌هايي که در همان سال پسرشان را داماد يا نامزد کرده‌اند رسم است که طبقي براي خانواده نوعروس مي‌فرستند. در اين طبق ميوه‌ها و خوراکي‌ها و تنقلات ويژه شب چله به زيبايي در اطراف آن آراسته مي‌شود و در وسط طبق هم يک ماهي بزرگ (معمولاً ماهي سفيد) تازه و خام همراه با تزئين سبزيجات قرار مي‌گيرد که معتقدند باعث خير و برکت و فراواني روزي زوج جديد و همچنين سلامت و باروري نوعروس مي‌گردد.
  • استان لرستان : در اين استان مردم در شب چله «گندم شيره» مي‌خورند و آن گندمي است که در شيره مي‌خيسانند و زردچوبه و نمک را با آن مخلوط مي‌کنند؛ سپس آنرا روي ساج برشته مي‌کنند و با خلال بادام، گردو، کشمش، سياه‌دانه و کنجد مخلوط کرده و مي‌خورند.
  • استان مازندران : مردم به منزل بزرگترها رفته، با شب‌نشيني، گرفتن فال حافظ و شاهنامه‌خواني، به خوردن تنقلات و ميوه، به‌ويژه هندوانه، انار و ازگيل مي‌پردازند و با صحبت پيرامون موضوعات مختلف شب را به صبح مي‌رسانند.
  • استان مرکزي : با توجه به قدمت و تاريخ کهن خود، سرشار از آداب و رسوم، عقايد مذهبي و اجتماعي است. آئين شب يلدا در استان مرکزي از دير باز در سه شب متوالي با عناوين شب «چله‌بزرگه»، «چله وسطي» و «چله‌كوچيكه» برگزار مي‌شده و خويشان و دوستان سفره‌اي از مهر را مي‌گشودند و از هر دري سخني مي‌گفتند. يكي ‌از آئين‌هاي ويژه يلدا، در استان مركزي ديدار و بزرگان و سالخوردگان فاميل بوده‌ است. در شب‌هاي چله افراد فاميل در محفلي صميمي دور كرسي چوبي جمع مي‌شدند و به قصه‌هاي بزرگترها گوش مي‌دادند. زنان و دختران روستايي در گرگ و ميش شب‌هاي چله در تكاپو و هيجاني خاص ملزومات غذا و تنقلات ويژة اين شب را مهيا مي‌كردند و براي گذران ساعات خوش در كنار فاميل لحظه‌شماري مي‌كردند. آنان در سيني‌هاي قديمي مسي در فضاي دوده ‌گرفتة آشپزخانه‌هاي قديمي، انواع ميوه و تنقلات به ويژه هندوانه، انگور، تخمه، نخودچي كشمش و خرما را مهيا مي‌كردند. در اين شب استثنايي پس از صرف شام و خواندن دعاي شكر در پاي سفره، همگان در كنار هم، از شادي‌ها و غم‌ها، موفقيت‌ها، اعتقادات، اميدها و بيم‌هاشان مي‌گفتند. بزرگترها و ريش‌سفيدان فاميل در اين شب علاوه بر خواندن اشعار حافظ، سعدي و فردوسي خاطرات و داستان‌هاي كهن ايران زمين را براي اعضاي خانواده نقل مي‌كردند. در شب يلدا، بزرگترها با كودكان هم بازي مي‌شدند، «پُر يا پوچ»، دزد بازي و مشاعره از جمله بازي‌هايي است كه در شب چله در مناطق مختلف استان مركزي با مشاركت همة اعضاي خانواده رواج داشت. يکي ديگر از مراسم شب چلة مردم اين استان کشتن گوسفند مخصوصي به نام «اتليک» است. روستاييان اين نوع گوسفند را در فصل تابستان از بين گوسفندان خود جدا مي‌سازند و به خوبي آنها را پروار مي‌کنند تا براي زمستان خوب چاق و فربه شوند. به محض اين که زمستان فرا رسيد، گوسفندان پروار را سر مي‌برند و از آن غذاي بسيار لذيذي براي شام شب چله تهيه مي‌کنند. اين شام را در اصطلاح محلي «اتليک شامو» مي‌نامند. در ضيافت اين شام معمولاً هر خانواده همسايه‌ها و بستگان نزديک خود را دعوت مي‌کند. اين رسومات تا‪ ۵۰ سال پيش در شهر اراك و ساير مناطق استان مركزي به شكلي فراگير وجود داشت اما اكنون به ندرت مي‌توان چنين جلوه‌هايي را به چشم ديد.
  • استان همدان : مردم اين استان در اين شب فالي مي‌گيرند که به «فال سوزن» معروف است. در اين مراسم زني مسن شعر مي‌خواند، دختربچه‌اي پس از اتمام هر شعر، به يك پارچة آب‌نديده و نبريده، سوزن مي‌زند و مهمان‌ها كه دور تا دور اتاق نشسته‌اند، به ترتيب نشستن، شعرهاي پيرزن را فال خود مي‌دانند. در ديگر شهرهاي اين استان، مانند تويسركان و ملاير نيز مراسمي از همين دست برگزار مي‌شود.

 

ضرورت ثبت جهاني يلدا :

 
   

 

 

 

 

 

 

 

 

نزديک بودن زمان برپايي Christmas يا جشن ميلاد مسيح (25 دسامبر) و جشن يلدا (21 دسامبر) و مشابهت سنت‌هاي اين آئين‌هاي زيبا نشان از همدلي بین همه مردمان زمين با هر دين و آئين است. پس شناسايي بهتر و ثبت اين جشن کهن‌سال به عنوان ميراث مشترک بشري ، ضمن اينکه مي‌تواند آنرا به همه ملت‌هاي جهان بيشتر بشناساند، امکان حفظ ارزش‌هاي جهاني نهفته در اين جشن و انتقال بهتر آنرا به نسل‌هاي بعدي بشر فراهم خواهدساخت .

 

 

 

 

يلدا در شعر شاعران ايراني

 

برخي شعراي نکته‌پرداز و ظريف‌سرا، شب هجران و دوران طولاني فراق را به شب يلدا توصيف و تشبيه کرده‌اند. از آن جمله :

(حافظ)

             صحبت حکام، ظلمت شب يلدا است              نور ز خورشيد جوي بو که برآيد

(سعدي)

             باد آسايش گيتي نزند بر دل ريش                         صبح صادق ندمد تا شب يلدا نرود

 (خاقاني)

         تو جان لطيفي و جهان جسم کثيف                            تو شمع فروزنده و گيتي شب يلدا

 (منوچهري)

     نور رايش تيره‌شب را روز نوراني کند                          دود چشمش روز روشن را شب يلدا کند

 (ناصرخسرو)

           او بر دوشنبه و تو بر آدينه                                  تو ليل قدر داري و او يلدا

(امير معزي)

           ايزد دادار، مهر و کين تو گويي                           از شب قدر آفريد و از شب يلدا

(سنائي غزنوي)

به صاحب‌دولتي پيوند اگر نامي همي جويي                        که از يک چاکري عيسي چنان معروف شد يلدا

 

 

منابع و مآخذ :

1- احمدي، کيانمهر، «يلدا؛ جشن تولد خورشيد»، ماهنامة گردشگري .

2- افشار سیستانی، ایرج، «شناخت استان خراسان»، تهران: هیرمند، 1378 .

3- انجوي شيرازي، سيد ابوالقاسم، «زمستان»، جلد دوم، انتشارات اميرکبير، 1379 .

4- باقريان، نجمه، گذري بر آئين شب يلدا، ماهنامة پيام زن، شمارة 261، آذر 1392 .

5- بهار ، مهرداد ، از اسطوره تا تاریخ ، گردآورنده و ویراستار ابوالقاسم اسماعیل پور ، نشر چشمه ، 1377 .

6- بيروني، ابوريحان، «آثار الباقيه»، ترجمة اكبر دانا سرشت، تهران: ابن سينا، 1352 .

7- تورج پارسي؛ شاهين سپنتا، «جشن يلدا در فرهنگ ايران»، نشريه داخلي، شمارة 57، آذر و دي 1387 .

8- حواشي دکتر معين بر برهان قاطع، جلد 4، چاپ زوار .

9- ديوان ناصرخسرو، چاپ تهران .

10- سعادتي، فرزانه؛ امير محرّري، «تأثير جشن‌هاي آئين مهر در فرهنگ ايران و جهان»، فصلنامة تخصصي فقه و تاريخ تمدن دانشگاه مشهد .

11- شايسته‌رخ، الهه، «جلوه‌هاي آييني شب يلدا در فرهنگ مردم ايران (به انضمام حکايات اسطوره‌اي و تقويم زمستاني)»، مرکز تحقيقات صدا و سيما، 1391 .

12- علّامي، احد، هشترود و دانشوران، با مقدمة دكتر امير شقاقي، تبريز: ستوده، 1390 .

13- نورايي، ابوالفضل، «شب يلدا، تاريخچه، فلسفه، آئين‌ها و مراسم (در ايران و جهان)»، فصلنامه خانوادة صف، شمارة 66، آذر 1392، ص 3؛ روح‌الاميني، محمود، «آئين‌ها و جشن‌هاي کهن در ايران امروز»، تهران: آگاه، 1376 .

14- هاشمي، علي، «شب زايش طبيعت»، ماهنامه گزارش، شماره 241، آذرماه 1391.

15- www.irandeserts. com

 

 


١٩:١٠ - پنج شنبه ١٨ آذر ١٣٩٥    /    شماره : ٦٦٦٨٣٥    /    تعداد نمایش : ٢٤٣


امتیازدهی
نظرات بینندگان
این خبر فاقد نظر می باشد
نظر شما
نام :
ایمیل : 
*نظرات :
متن تصویر:
 

خروج




تلگرام مرکز فرهنگی

عضویت در سرویس خبری
نام :   
ایمیل :   

میز گردهای علمی